-
تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 0:06
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريماز شيشه نبوديم كه با سنگ بميريمما آمده بوديم كه تا مرز رسيدنهمراه تو فرسنگ به فرسنگ بميريمتقصير كسي نيست كه اينگونه غربييمشايد كه خدا خواسته دل تنگ بميريمفرصت بده اي روح جنون تا غزل بعددر غيرت ما نيست كه از ننگ بميريم روزی مینوشتم به اسم گرد و غبار چادر خاکی مادر.... ...
دل تنگی و بی همنفسی حال خرابی ست...
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 22:47
xa0 تنها یک روز مونده به تمام شدن 93... سال عجیب غریبی بود پر از تجربه های دسته اول... xa0این روزها یک جوریم.. انگار بغض این یکسال بی رفیق رو xa0این دوهفته ی آخر به تنهایی به دوش کشید.درست از 16 اسفند ... وقتی عکس امیر عباس و دیدم. درست وقتی جای بغل گرفتن خودش تبلتم و بغل گرفته بودم. یا اینکه 10 روز...
ای فرزند آدم...
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 20:54
خداوند میفرمايد:ای فرزند آدم تو را در شکم مادرت قرار دادم و صورتت را پوشاندمتااینکه از رحم متنفرنگردیصورتت رابه سمت پشت مادرت قراردادم تا بوی غذا و معده تو را نيازارد!برایت متکا درسمت راست و چپ قراردادم که در راست کبد ودر سمت چپ طحال ميباشد تا بيارامی.بر تو در شکم مادرنشست وبرخاست را آموزش دادم.غير ...
بدخط
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 20:54
xa0 اینقد پرتم از نوشتن که بعد از سالها تازه چند روز پیش یه خودکار خوش دست خریدم . اینکه نمینویسم رسما مغزم و خاک خورده . شاهدم دفترچه ی گلدار روی طاقچه ست که 3 سال پیش خریده بودم برای کمی تنفس این ذهن بیچاره ی یتیم .بلاتکلیف بین وسایل و کتاب ها...دفترچه گلدار دخترونه الان پرشده از خط خطی های پریماه...
اولین سال تحویل
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 20:53
xa0 بعد از 27 سال،امسال تعطیلات نوروز و خونه می مونیم.. کلا انگار کسی دل و دماغ رفتن نداره... ماهم همینطور.. در یه اقدام خودخواهانه به جاری ها و خواهرشوهر زنگ زدم و بعد از احوال پرسی و خش و بش .. از برنامه تعطیلات پرسیدم... هیچ کس حوصله رفتن به ایلام و نداشت . همه هم میخواستند چند روزی برن xa0و زود ...
دل تنگی و بی همنفسی حال خرابی ست...
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 20:53
xa0 تنها یک روز مونده به تمام شدن 93... سال عجیب غریبی بود پر از تجربه های دسته اول... xa0این روزها یک جوریم.. انگار بغض این یکسال بی رفیق رو xa0این دوهفته ی آخر به تنهایی به دوش کشید.درست از 16 اسفند ... وقتی عکس امیر عباس و دیدم. درست وقتی جای بغل گرفتن خودش تبلتم و بغل گرفته بودم. یا اینکه 10 روز...
تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی....
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 20:53
xa0چقدرررررر دلم برای اینجا تنگ شده بود.... دوساله وبلاگ و مثلا بردم به سرور جدید ولی دل و دماغ نوشتنم نیست ..باید شروع کنم .... و همچنین لعنت به ااین ینستاگرام و اختلالات بلاگفایی که مارو از وبلاگمون انداخت ....