خرید بک لینک

تنها یک روز مونده به تمام شدن 93... سال عجیب غریبی بود پر از تجربه های دسته اول... این روزها یک جوریم.. انگار بغض این یکسال بی رفیق رو این دوهفته ی آخر به تنهایی به دوش کشید.درست از 16 اسفند ... وقتی عکس امیر عباس و دیدم. درست وقتی جای بغل گرفتن خودش تبلتم و بغل گرفته بودم. یا اینکه 10 روز بعد این تکنولوزی های خاک برسر جای اینکه 26 اسفند و نشون بدن روزها رو پس و پیش نشون دادن.. این روزها یک جوریم. انگار اصلا حواسم به این روزها نیست.. اصلا اسم روزها رو حتی فراموش کردم چه برسه به شماره شون و ... از دیروز ناجورترم... اینکه این اشتباه منو و تقویمای ابکی باعث شده رفیق غصه بخوره که فراموش شده و اشکیم بریزه منو بیشتر بهم ریخت .... اینکه این روزها یک جوریم اصلا ارتباطی به حضور ادمها نداره .. امسال توی تک تک روزهام زهره با تمام مشعله های یک خانوم دکتر بود،محمود بود، پریماه هم بود امسال تنها نبودم ولی این روزها میفهمم خلا یک چیزی توی یکسال گذشته رو.... زندگی همیشه جنگیدنی نیست. دلگیر نشیااا ولی دلم بیشتر برا امیر عباسم تنگه ....

دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست

برچسب: نویسنده: نرگس اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 22:47

صفحه بندی